صفحه نخستنشریه هارای

تیلیغات در سبلان نیوز

اینجا محل تبلیغ شما است.

سبلان نیوز

 

اخبار > تفسیری از پیام شهیدان نوشت و رفت ...


کد خبر: ١٢٢٨٠ تاریخ انتشار:1394/07/09 | ٢٠:٥٨ تعداد بازدید: ...

مصاحبه اختصاصی نشریه هارای با سید اکبر موسوی

تفسیری از پیام شهیدان نوشت و رفت ...

این نوشته ، نامه سربسته ای است که از آخرت به مردم دنیا نوشته اند.

مصاحبه اختصاصی نشریه هارای با سید اکبر موسوی

این نوشته ، نامه سربسته ای است که از آخرت به مردم دنیا نوشته اند. شهیدان زیادی قبل از شهادتشان در دستان این مرد بوده اند و او تلاش فراوان برای زنده نگه داشتنشان کرده است اما پر کشیدند. جا مانده بود از شهدا و همین دلتنگش می کرد. شهید سید اکبر موسوی شاید بیشتر ساعات عمرش با یاد و خاطره روزها و شبهای دفاع مقدس می گذشت. تن رنجور و زخمی اش و به تعبیر مقام معظم رهبری « جسم ناقصش»  یارای متوقف کردن او را نداشت و همین باعث شده بود که بسیاری از همشهریانش از عمق زخمها و ناراحتی های جسم او خبری نداشته باشند و به حق همین است که « آن را که خبر شد خبری باز نیامد». کمی بیشتر به پر کشیدنش نمانده بود و ما هم بی خبر از همه چیز ، از این بزرگوار دعوت کردیم تا گفتگویی مختصر با او داشته باشیم و از یافته هایش متنی ببافیم و در آینده ای نه چندان دور در نشریه هارای چاپ و منتشر نماییم به این امید که خوانندگان را انبساط خاطر افزاید و اندکی با این مردان همنشین سازد. او راز می گشود و ما فقط یادداشت می کردیم. خودمان دستمان کوتاه بود از تعمق در این دریای عمیق ، اما آن هنگام که پر کشید و به یارانش پیوست و ما هنوز موفق به پیاده سازی این گفتگو نشده بودیم تازه فهمیدیم که ما هم این توفیق را داشتیم که دست در دست شهیدی زنده داشته باشیم اما نه در جبهه های جنگ سخت ، بلکه در جبهه های جنگ نرم. 

ویژگی این مصاحبه این است که مصاحبه کننده ما گفت و رفت. و هیچ ادعایی پای این چاپ و نشر نیست تا بگوییم که فلانی به حکم اسم و رسم و با هدف تصدی فلان مسئولیت و پست و مقام خودنمایی می کند. او به یقین می دانست که با این دنیا تسویه حساب کرده است و آماده رفتن بود پس حرفهایش شنیدن دارد.

به سادگی گفتگو را آغاز کردیم و سوال کردیم:

 

لطفا خودتان را معرفی کنید و از جانبازی خود و مختصری از سابقه حضور خود در جبهه ها بگویید. 

سید اکبر موسوی سادات هستم. 52 درصد جانبازی دارم. 47 ماه در جبهه ها بودم و در عملیات های جنگی مسلم بن عقیل، خیبر ، بدر والفجر 8 ، کربلای 4 و 5 و 8 حضور داشت. دستم که قطع شد دیگر در جبهه ها کارآیی زیادی نداشتم! 

یک نمونه از امدادهای غیبی را که از جبهه های جنگ به خاطر دارید بیان فرمایید.

من در عملیات مسلم بن عقیل عضو نیروهای زرهی بودم. در خط مقدم، تعداد معدودی تانک بود ولی در پشت خط ادوات زرهی بیشتر بود. برادری از خلخال بود که برای ما در جبهه ها کلاس قرآن تشکیل می داد. ایشان توپچی تانک بودند. بعد از پایان عملیات مسلم بن عقیل آقا مهدی باکری از خط مقدم دستور داد که یک نفر توپچی تانک به خط برگردد. ایشان رفتند و تا فردای آن روز راس ساعت 8 که زمان تشکیل کلاس بود برنگشت. ما بدون اطلاع به محل کلاس رفتیم اما چون ایشان نبودند کلاس تشکیل نشد و ما متفرق شدیم. به فاصله کوتاهی از رفتن ما یک توپ دقیقا به محل کلاس اصابت کرد و آنجا را ویران کرد اگر کلاس تشکیل می شد همه بچه های حاضر در کلاس شهید می شدند . این نمونه ای از امداد غیبی خداوند بود که به عینه دیدیم. 

لطفا جریان مجروح شدن خودتان را شرح دهید.

در عملیات والفجر 8 قرار بود که ما بعد از یک گردان غواص  از کارون عبور کرده وارد فاو شویم. در حین گذر از کارون ما را به گلوله بستند مجبور شدیم نیروها را داخل آب بریزیم. به زحمت از آب عبور کردیم و متوجه شدیم هنوز نیروهای غواص نرسیده اند. بیشترسلاحهای ما هم به جهت افتادن در آب کار نمی کرد.به زحمت به نقطه ی مورد نظر رسیدیم و منتظر دستور ماندیم. من با شهید بنی هاشم هم در ارتباط بودم. در همین عملیات بود که یک گلوله توپ به محل اختفای ما اصابت کرد و من مجروح شدم.

 

مختصری از حال و هوای معنوی جبهه ها بگویید.

یک خاطره بگویم. در جبهه ها مسئولان ارشد واقعا خادم بچه ها بودند و همین روحیه ی فرماندهان و صفای قلب آنها بود که دیگر نیروها را شیفته آنها می کرد و دستوراتشان را با جان و دل اطاعت می کرد. من در کربلای 4 و 5 در شرایطی در جبهه بودم که دستم قطع شده بود. شبها که من می خوابیدم صبح می دیدم همه لباسهای من شسته شده و از طناب آویزان شده و تمیز آماده پوشیدن شده است. خیلی دنبالش بودم ببینم این بزرگوار کیست. بعد از مدتها دیدم شهید بزرگوار ابوالفضل نظری زحمت این کارها را می کشد. این ایثار، اوج انسانیت و معنویت یک فرد آنهم در جبهه های جنگ است. ما مدیون این صفا و معنویت رزمندگان اسلام هستیم. شهید واحد رضایی در شب عملیات یک پیراهن بسیار تمیز و مرتب پوشیده بود. پرسیدم چه خبر شده؟ گفت من در این عملیات شهید می شوم و تو مرا در حالی که تیر خورده ام در آغوش می گیری. حتی محل تیر خوردن را هم نشانم داد. از مسیر آبی که رد شدیم و به منطقه خاکی عملیات رسیدیم درگیری شروع شد و شهید رضایی دقیقا از نقطه ای که نشانم داده بود تیر خورد . من هم زخمی شدم اما سعی کردم او را به عقب برگردانم. امکانش نبود که ا زراه آبی برگردیم. ساعتها تنها بودیم و آن شهید جلوی چشمان من جان داد. این فضای معنوی را چه کسی و در کجا سراغ دارد؟ 

بزرگترین درسی که از حضور در جبهه های جنگ گرفتید چه بود؟

درس اتحاد بزرگترین درس دفاع مقدس بود. جنگ ،همه اقشار ملت را باهم متحد کرد و ثمره این اتحاد را دیدیم. یک درس بزرگ هم به دشمن دادیم و آن اقتدار ایران اسلامی در برابر متجاوزان است و به خوبی به این نکته واقف شده اند. 

چه توصیه ای به جوانان دارید؟ 

همچنانکه در آن زمان جوانان ما جانفشانی کردند و انقلاب و جنگ را به پیروزی رساندند جوانان امروزی هم باید تلاش کنند تا با آرمانهای انقلاب آشنایی بیشتری پیدا کنند و در دفاع فکری و عملی از نهضت اسلامی اهتمام بیشتری بورزند. 

توصیه شما به مسئولان چیست؟

باید قدر مردم را بدانند و گرنه نه مردم می مانند و نه مسئولان. باید مسئولان فقط و فقط در خدمت مردم باشند. پول و مقام اگر ماندنی بود برای شاه و اطرافیانش می ماند. باید به باقیات الصالحات بیندیشند. متاسفانه امروزه بیشتر مسئولان خودشان برای کسب مقام به هر دری می زنند این شایسته یک مسئول متعهد نیست و با سفارش ائمه معهصومین علیهم السلام در تضاد است.

مستحضر هستید که امروزه دشمن از جنگ سخت به جنگ نرم و فرهنگی روی آورده است. شما وضع موجود را چگونه ارزیابی می کنید؟ 

این مسئله بیشتر به خانواده ها مربوط می شود. باید پدر و مادر در تربیت فرزندان خود جهت گیری دینی و اسلامی داشته باشند. بازهم متاسفانه این امر هم در خانواده های امروزی به غفلت سپرده شده است و من برای آینده فرزندان ایران عزیز بسیار نگرانم. 

و توصیه نهایی شما؟

همه باید بدانند که این انقلاب آسان به پیروزی نرسیده است. این آزادی و امنیت با خون جوانان پاک وطن به دست آمده است آنهایی که در جبهه ها شهید شدند بسیاری از آنان تک فرزند پسر و چشم امید خانواده شان بودند. همه ما در قبال این خونها مسئولیت داریم و باید در قیامت حساب پس دهیم .بخصوص مسئولان باید در خدمت به مردم نهایت اهتمام و جدیت را داشته باشند. 

این مصاحبه در عید قربان سال گذشته ضبظ شده و در عید قربان امسال   منتشر می شود این تقارن عجیب   را به فال نیک گرفته  آن را ناشی از صفای باطنی  و صداقت آن شهید میدانیم.

 

گفتگو از : غلامحسین صفری

مدیر مسئول هارای

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




شنبه ٠٣ مهر ١٤٠٠
ساعت
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 33210
 بازدید امروز : 79
 کل بازدید : 23960585
 بازدیدکنندگان آنلاين : 9
 زمان بازدید : 0/1875
صفحه نخست| جهان| ایران| تبریز| اردبیل| مشگین شهر| بیله سوار| پارس آباد| خلخال| کوثر| نمین| نیر| گرمی| سرعین